تبليغاتX
عــــصـــاره عـــشــــق
 

یکی هست ، تو قلبم 

که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه

نمی خوام ، بدونه

 واسه اونه که قلب من این همه بی تابه

یه کاغذ ،یه خودکار 

دوباره شده همدم این دل دیوونه 

یه نامه ، که خیسه 

پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه

 

یه روز همین جا ، تویه اتاقم 

یه دفعه گفت داره میره

چیزی نگفتم ، آخه نخواستم

 دلش و غصه بگیره

گریه می کردم ، درو که می بست

 می دونستم که میمیرم

اون عزیزم بود ، نمی تونستم 

جلوی راشو بگیرم

 

می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها 

خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا

سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار

دوباره نمی خوام بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار...

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در پنجشنبه 1390/01/04 و ساعت 2:55 |
 

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است وقتی خواستم

 عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی گریستم گفتند بهانه است وقتی خندیدم گفتند دیوانه است دنیا را نگه

 دارید می خواهم پیاده شوم.... اما نه دنیا نه به حرف من می چرخه نه به حرف تو آن میره با سرعت

 تمام .این ماییم که باید با افکاروبلند پروازی هامون خودمون بهش برسونیم و فقط فقط خودمون باشیم

 نه کس دیگه ای... پس من منمو خود خودمم و نقش بازی کردن اصلا دوست ندارم و خودمو با

چیزی که هستم دوست دارم....... چون من آمدم به این دنیا تا برای خودم زندگی كنم نه انسانهایی كه

 هر روز در مورد دیگران قضاوت می كنند.


 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در پنجشنبه 1390/01/04 و ساعت 2:34 |
 

باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود ،آرام تلقین می کنم


با عکس های دیگری تا صبح صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم

سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم

شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم

حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود

فکری برای این دل تنهای غمگین می کنم

من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین

خود را برای درک این صد بار تحسین می کنم

از جنب وجوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود

وقتی عروسی می کند ان می کنم این می کنم

کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست

این جمله را با تلخی اش صد با ر تضمین می کنم

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1389/07/13 و ساعت 18:41 |
 


همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند، با این حال به همه اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده، دوباره اعتماد نکنی

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1389/03/11 و ساعت 0:35 |
 

چشمانت را ورق بزن ، شايد در گوشه اي از آن مرا به يادگار کشيده باشي

همیشه نگاهی را باورکن که وقتی از آن دور شدی در انتظارت بماند...

دوست داشته باش و زندگی کن ، زمان برای همیشه از آن تو نیست

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در یکشنبه 1389/03/09 و ساعت 22:29 |
 

خوشحال مي بيني و از غم دل بي خبري

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در پنجشنبه 1389/03/06 و ساعت 11:20 |
 

خیلی دوست دارم فقط یه بار دیگه ببینمت حتی اگر تو خواب باشه

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1389/01/03 و ساعت 0:18 |
 

چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبت بهش دادی


و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی


و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی


هنوزم دیوونشی و دوستش داری


چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی


که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده


چقدر سخته که تو خیالاتت ساعت ها باهاش حرف بزنی


ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی


چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه


دونه های اشک گونه تو خیس کنه اما


مجبور باشی بخندی تا نفهمه


هنوز


دوستش داری

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در دوشنبه 1388/11/26 و ساعت 14:32 |

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در جمعه 1388/11/02 و ساعت 17:44 |

 

خدایا

یاری ام ده  تا کنارتو بمانم

به کسی جز تو دل نبندم

و عاشقانه به همه

به همه کسانی که در فقر و رنج به سر می برند

یاری دهم.

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/06/19 و ساعت 15:0 |
 

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است

 

 

 

رفتم از شهر خدا ستاره چيدم واسه تو

تو ستارمو سوزوندي آخرش گفتي برو

آي دلـت بسوزه بي رحم تو اسير دلتي

كاش مي دونستي عزيزم اون ستاره خودتي

تو سوزوندي خودتو ، با خودت منم سوزونـدي

كاشكي دل نداشتي و جاش توي قلب من مي موندي

 

 

وقتي که رفتي چشمهايم رابستم، با خودم گفتم بر مي گردد؛ امروز ، فردا ، پس

فردا وقتي روي رؤياهامان خط دلتنگي کشيده شد ، ديگر نيافتمت.توبراي دنياي

کوچکم دست نيافتني شده بودي ، خودت را به خاطرات سپردي اين بار هم

دل شيشه اي ام در اين لحظه هاي سرد قدم پائيز ، نقش خداحافظي را تجربه

مي کند. لعنت بر اين هواي ابري ، باز نگاههاي معصومم در اين شب تاريک ، تو

را مي جويند، تا بهار راه زيادي مانده است ، پلکهاي نا توانم ياراي انتظار را

ندارند ، من نيز گذشته رانمی توانم  از يادببرم و نیز تو را ......

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/06/19 و ساعت 14:57 |
 

زمونه ازم پرسید چه کسی رو بیشتر از همه دوست داری من راجبه تو هیچی بهش نگفتم اخه

رسم زمونه اینه هر کسی رو که دوست داری ازت می گیره و

 گرفت ..................

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/06/19 و ساعت 14:10 |
 

شراب خواستم...
گفت : " ممنوع است "
آغوش خواستم...
گفت : " ممنوع است"
بوسه خواستم...
گفت : " ممنوع است "
نگاه خواستم...
گفت: " ممنوع است "
نفس خواستم...
گفت : " ممنوع است "
...
حالا از پس آن همه سال دیکتاتوری عاشقانه ،
با یک بطری پر از گلاب ،
آمده بر سر خاکم و به آغوش می کشد با هر چه بوسه ،
سنگ سرد مزارم را
و
چه ناسزاوار
عکسی را که بر مزارم به یادگار مانده ،
نگاه می کند و
در حسرت نفس های از دست رفته ،
به آرامی اشک می ریزد .
...
تمام تمنای من اما
سر برآوردن از این گور است
تا بگویم هنوز بیدارم...
سر از این عشق بر نمی دارم
...
تا ابد دوستت دارم

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 14:6 |
 

در سکوت اين شب بي ستاره، در ميان تمناي ديدگانم پي چاره اي مي گردم؛ تا ماه اشکهايم را

نبيند. لرزش نا خواسته چشمانم، دلم را به گريه وا مي دارد. صداي اعتراض ماه بلند مي شود،

 گويي تنها اوست که قصه تکراري چشمانم را مي بيند... آري... قصه اي تلخ در اعماق اين

 دنياي شيرين  

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/06/12 و ساعت 11:53 |
 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در دوشنبه 1387/06/04 و ساعت 11:26 |
 

براش بنویس دوستت دارم ...

آخه می دونی آدما گاهی اوقات خیلی زود حرفاشونو از یاد می برن

ولی یه نوشته , به این سادگی ها پاک شدنی نیست .

گرچه پاره کردن یک کاغذ از شکستن یک قلب هم ساده تره ولی تو بنویس .. تو ... بنویس

همیشه از خدا نخواه در دنیا کسی باشی از خدا بخواه که دنیای کسی باشی

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در یکشنبه 1387/06/03 و ساعت 15:40 |
 

هيچكس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود اگر كسي تو را آنطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورابگيردولي قلب تورالمس كند بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگزبه اونخواهي رسيد

 

                  **************************************************

 

اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود

 

                 ***************************************************

 

شمع سوزان توام اينگونه خامو شم نکن در کنارت نيستم اما فراموشم نکن

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/05/22 و ساعت 19:6 |
 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/05/22 و ساعت 7:35 |

 

اشک در چشمان من دریای غم دارد ولی خنده بر لب می زنم تاکس نداند درد من

 

ای کاش می دانستم پس از مرگ من چه کسی اولین اشک را خواهد ریخت

 و آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در دوشنبه 1387/05/07 و ساعت 13:6 |
 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در چهارشنبه 1387/05/02 و ساعت 19:21 |
 

خدا نشونشو از کی بگیرم ، دارم دق میکنم بزار بمیرم

   

آخه هنوز دلش از جنس سنگِ ، هنور دلم واسه دلتنگی تنگه

 

چطور دلش اومد از پا بیفتم ، بهش نازکتر از گل هم نگفتم

 

هرچی به من بگی همون میشم، فقط یه بار دیگه بیا و دست منو بگیر

 

ای دل صبور و بی کس من اون نمیاد پیشت دیگه بهونه نگیر

 

حالا من موندمو همین دوتا چشم گریون موندم توو این کوچه ها آسو پاس حیرون

 

حالا من موندم و تو و شب بی ستاره ، منم و تو  و خاطره ها اشکامون میباره

  

خدا ازت میخوام یادش نیفتم ، چه حرفایی که از عشقم شنفتم

     

خدا اگه نمیشنوه صدامو بهش بگو دلیل گریه هامو

        

اونیکه گفته بود عاشق ترینه حتی خیانتش به دل میشینه

     

باور ندارم منو تنها میزاره ، دلم واسش یه ذره شده اما دیگه نیست

   

لعنت به تو ای دست سرد روزگار، حالا فقط من موندمو این چشای خیس

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در پنجشنبه 1387/04/27 و ساعت 19:28 |
 

زندگی

دنیا

عشق

..........

 سیرم ازتون

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/04/25 و ساعت 7:4 |
 

زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی

چشمهای من مال خودم نیست ، تو گرفتی به اسیری

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در دوشنبه 1387/04/24 و ساعت 18:9 |
 

خیلی دیر رسیدی ای دوست                              هفت تاکفن پوسوندم

پیراهن سیاه تنت کن                                        من فقط یه استخونم

                        ببین چی کردی با این دل                                   فکرکن یه لحظه

                        نزار دیگه بیشتراز این                                      تنم تو گور بلرزه

                        فقط یه خواهشی دارم                                        زیر تابوتمو نگیر

                        وقتی که رفتم زیرخاک                                      قبرمنوبغل نگیر

        حالادیگه راحت راحتی                                      هرکاری که میخوای بکن

    منوبه کی فروختی                                             برو واسه همون بمیر

 

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در شنبه 1387/04/22 و ساعت 7:1 |
 

ای که دور از من و یاد منی.... با خبر باش که دنیای منی شادیت شادی من...غصه ات غصه ی

من قلب من خانه تو... خانه ات قبله ی من

 

باخود عهد کردم اگر توراديدم بگويم ازتو دلگيرم/ ولي باز تورا ديدم و گفتم بي تو مي ميرم

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در یکشنبه 1387/04/09 و ساعت 19:5 |
 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در یکشنبه 1387/04/02 و ساعت 23:2 |

*****************

اگه يه روز منو از قلبت بيرون کردی نترس نفرينت نميکنم ولي منتظر ميشم که يکي تو رو از از قلبش بيرون کنه که اون موقع دعا کني که اي کاش نفرينت ميکردم

  ********************

 

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در جمعه 1387/03/31 و ساعت 18:26 |

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در پنجشنبه 1387/03/16 و ساعت 0:26 |

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در چهارشنبه 1387/03/15 و ساعت 15:19 |
 

يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد

ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف

نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو

كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند

روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره.یادمون باشه که

اگه نمی تونیم دل کسی رو بدست بیاوریم به خاطر خودخواهی های خودمان

دل کسی رو نشکنیم.یادمون باشه اگرنمی تونیم غمی از روی دوش کسی بر

داریم غمی هم روی غم هاش اضافه نکنیم.یادمون باشه اگه نمی تونیم سنگ

صبور کسی باشیم لااقل با نیش و کنایه هم  به دلش زخم زبون نزنیم

 

+ نوشته شده توسط ×× محمد ×× در سه شنبه 1387/03/14 و ساعت 16:23 |


Powered By
BLOGFA.COM


onLoad and onUnload Example

قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا بهترین کدها و بهترین دانلودهادر وبساز